×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  سه شنبه - ۹ آذر - ۱۴۰۰  
true
false

سخنرانی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در سالروز عید مبعث پیامبر اعظم (ص) صبح امروز آغاز شد.جوانان ما در فضای مجازی امیدآفرینی کنند/ دشمن می‌خواهد زنجیره توصیه به حق و صبر را در جامعه قطع کند/ آمریکایی‌ها هر چه زودتر باید از عراق و سوریه خارج شوند

این سخنرانی از حساب‌های سایت رهبر انقلاب، شبکه خبر، شبکه یک سیما و رادیو ایران به صورت زنده پخش شد.

محورهای بیانات رهبر معظم انقلاب در این سخنرانی به شرح زیر است:

– تبریک عرض می‌کنم عید سعید و بزرگ مبعث را به همه ملت ایران و امت اسلامی و آزادگان عالم. عید مبعث عید همه عدالتخواهان جهان است و عید هشدار به امت اسلامی است.

– در مبعث در چنین روزی قلب مقدس پیامبر اعظم(ص) مخزن گران‌بهاترین امانت الهی شد یعنی وحی الهی شد و سنگین‌ترین مسئولیت عالم وجود،‌ بر دوش‌های پر توان آن بزرگوار نهاده شد که مسئولیت هدایت بشر تا آخر عالم است.

– البته این بعثت، هدیه‌ بزرگی هم بود به همه بشریت. بعثت به معنای برانگیختگی است. یعنی برانگیختگی انسان برگزیده پروردگار که رسول الهی است و این برانگیختگی همراه می‌شود با اتصال او به منبع لایزال علم و قدرت الهی. بعد در مرحله بعد این برانگیختگیِ شخص پیغمبر به برانگیختگی مجموعه‌های بشری منتهی خواهد شد. یعنی پیغمبر اکرم و رسول الهی در هر دوره‌ای بعد که مبعوث می‌شود،‌ مجموعه‌های انسان را به راه می‌اندازد و حرکت می‌دهد به‌سمت راهی نو و به نیکبختی بشر.

– همه پیامبران در بعثت‌شان اهداف الهی وجود داشته که طبعاً هدف خود پیامبر هم به تبعیت از هدف خدا خواهد بود. در رأس همه این هدف‌ها توحید است.

– توحید هم می‌دانید فقط به‌معنای این نیست که انسان در ذهن خود عقیده پیدا کند که خدا یکی است و دو نیست. این هم هست ولی توحید معنای مهمی است که این به‌معنای حاکمیت الهی است. حاکمیت مطلق پروردگار در عالم تشریع و تکوین.

– توحید یعنی امر الهی نافذ دانسته شود در همه حوادث وجود و هم در عالم تشریع همه این حوادث و حالات ناشی از قدرت واحد پروردگار است. خب این هدف اصلی است. هدف‌های دیگری هم وجود دارد؛ تزکیه بشر یعنی پالایش روحی انسان‌ها از آلودگی‌ها و پیرایه‌هایی پست‌کننده و انحطاط آور.

– تعلیم انسان‌ها، استقرار عدالت، جامعه بشری با عدالت اداره می‌شود. این‌ها جزو اهداف مهم بعثت پیغمبران است.

– حیات طیبه؛ حیات طیبه به‌ معنای رشد و شکوفایی عقل و علم بشر از سویی و آرامش روحی بشر، آسایش مادی بشر، ‌امنیت محیط زندگی بشر و رفاه و شادکامی بشر و بالاتر از همه این‌ها تکامل معنوی و عروج روحی انسان. این‌ها اهداف بعثت پیامبران است.

– البته در اینجا مورد بحث، غالبان پیامبران بزرگ الهی هستند. پیامبران دیگری هم بودند که گسیل می‌شدند به مناطق مختلف عالم.

– این هدف‌های دشوار چطور به‌دست می‌آید؟ اولاً  احتیاج دارد به یک برنامه‌ریزی گسترده برای مناسبات اجتماعی. یعنی اگر نبی حق در هر دوره‌ای بخواهد این اهداف را تحقق بخشد ناچار بایستی به تناسب این اهداف مناسبات اجتماعی تعیین کنند.

– مطلب دوم قدرت سیاسی است. یعنی این مناسبات را یک انسان منزوی که صرفاً مردم را نصیحت می‌کند که نمی‌تواند بوجود بیاورد. قدرت نیاز است. پس نظام سیاسی بوجود می‌آید. هدف این است. حالا اینکه کدام پیغمبر توفیق این کار را پیدا کرد و کدام پیدا نکرد بحث دیگری است،‌ لکن هدف این بود که چنین نظامی ایجاد کنند. در این نظام سیاسی،‌ آیین حکمرانی از کتاب خدا گرفته می‌شود.

– آن چیزی که منبع و منشأ حکمرانی است و برنامه‌های حکمرانی از آن گرفته می‌شود عبارت است از کتاب الهی. این اصول و اساس در آن است. همه برنامه‌های بشری در چارچوب این اصول باید باشد.

– لکن این دستور حکمرانی را چه کسی باید عمل کند. بدون وجود یک مدیریت و فرماندهی که اجرایی نمی‌شود. این مدیریت و راهبری اساسی مربوط به شخص پیغمبر است. همه پیغمبران مدیران و فرماندهانی هستند که بایستی حکمرانی دینی و الهی در جامعه که محصول بعثت پیغمبران است و با کتاب الهی ارائه می‌شود تحقق ببخشند.

– البته این فرماندهی و راهبری یک‌جور نیست؛ در برخی موارد خود پیغمبر؛ شخص شخیص پیغمبر متکفل این فرماندهی است مثل حضرت داوود و پیمغبر گرامی اسلام که خودشان در رأس قرار گرفتند. لکن در مواردی پیغمبر فردی را حاکم می‌کند.

– در قرآن آمده که مردم که زیر فشار بودند به پیغمبری رجوع کردند و گفتند فرماندهی را برای ما انتخاب کن و طالوت فرمانده شد. پس پیغمبر در اینجا گرداننده اصلی است لکن اجرای کار به دست کسی دیگری غیر از پیغمبر است مثل طالوت. یک وقتی دیگر اینجور است که پیغمبر کسی را معین نمی‌کند بلکه خود او دارای موقعیتی است که امر او در حکومت نافذ است مثل حضرت یوسف.

– پس بعثت به‌معنای برانگیختگی پیغمبر است که با ارسال کتاب الهی و دستور حکمرانی الهی به پیغمبر نازل می‌شود و با این همراه است و  مفاد این حکمرانی را رسول الهی اعمال و اجرا و راهبری می‌کند به شکل‌های مختلفی که عرض کردیم و شاید شکل‌های دیگری باشد که ما در قرآن اثری از آن نمی‌بینیم، اما ما از همه آنچه که در تاریخ گذشته است مطلع نیستیم.

– بنابراین دین با این نگاه گسترده، وقتی نگاه می‌کنیم عبارت است از مدیر مجموعه زندگی انسان. یعنی برنامه جامع نه برنامه شخصی و صرفاً عبادی و فردی انسان که برخی فکر می‌کنند دین مربوط به مسائل شخصی است و سایر مسائل از حوزه دین خارج است.

– طبعاً دین با این نگاه جامع مورد دشمنی هم قرار می‌گیرد. اشرار عالم با دین جامع مخالفت کرده‌اند. یا به این صورت که سعی کنند فرو بکاهند این منطقه عظیم را به مسائل شخصی یا اینکه علناً در مقابل دین بایستند.

– وقتی بعثت نبی اتفاق می‌افتد و نبی مبعوث می‌شود و سازوکار اجرای حکم الهی مطرح می‌شود مستکبران و مفسدان و اخلال‌گران زندگی بشر با او مخالفت می‌کنند. ظالمین مخالفت می‌کنند چون این ضد تسلط ناحق بر آحاد بشر است. اشرار عالم طبعاً‌ در مقابل پیغمبر می‌ایستند.

– امروز هم مشاهده می‌کنید که در تبلیغات دشمنان از چیزی به نام اسلام سیاسی نام آورده می‌شد. اسلام سیاسی همین است که در نظام اسلامی ایران تحقق پیدا کرده است. اسلام سیاسی یعنی اسلامی که با تشکیل حکومت، دستگاه‌های اقتصادی و … بودجود می‌آورد و هویتی را برای یک ملت ایجاد می‌کند. بنابراین تعریف قرآن از دین چنین چیزی است؛ این را نمی‌شود فروکاست به کارهای کوچک و اعمال عبادی محض.

– بنابراین بعثت حرکت عظیمی است که برنامه جامع و نجات‌بخش بشر را در اختیار انسان‌ها می‌گذارد و آن‌ها را آماده می‌کند برای حرکتی بزرگ. البته اینطور نیست که برانگیختی پیغمبر و راهبری او، مردم را از تحرک در میدان برکنار کند. اینطور نیست. برانگیختگی پیامبر به برانگیختگی انسان‌ها منتهی می‌شود و جامعه و انسان‌ها حرکت می‌کنند.

– اما راجع به مسائل انقلاب؛ انقلاب عظیم اسلامی در ایران مضمون بعثت را در دوره معاصر تجدید کرد. یعنی خداوند متعال به امام بزرگوار ما این توفیق را داد که خط مستمر بعثت نبوی را در این دوران با ابتکار و شجاعت و اندیشه بلند خود و با فداکاری خود پررنگ و نمایان کند. این همان خط بعثت است که خب در طول زمان کم‌رنگ بود؛ امام بزرگوار توانست آن را پررنگ کند و جامعیت اسلام را در عمل نشان دهد و ابعاد اجتماعی و سیاسی دین را که به فراموشی سپرده شده بود احیاء کرد.

– خب این انقلاب به پیروی از بعثت نبوی، بر ضد ظلم و استبداد و استکبار بود. طرفدار مظلومان بود؛ از هر آیین و دینی. طرفدار محرومان و مستضعفان بود از هر ملت و دین و مسلکی و در همه حال این انقلاب عموم بشریت را به صراط مستقیم اسلام دعوت کرد و این حرکت اساسی انقلاب این است.

– خب وقتی این انقلاب تشکیل شد و نظامی را بر این اساس بوجود آورد که جمهوری اسلامی است، همان حادثه‌ای که برای پیغمبران رخ داد مشاهده شد، یعنی اشرار عالم و مجرمین عالم در مقابل این انقلاب صف کشیدند.

– این البته خلاف انتظار ما هم نبود. از ابتدا هم توقع نداشتیم با انقلاب سازگاری نشان دهند. از اول هم مشخص بود که مقابله می‌کنند. معلوم بود امثال آمریکا و شوروی آن روز با چنین انقلابی مقابله می‌کنند.

– این مقابله قطعاً‌ وجود دارد،‌ منتها در این قضیه مثل همه جا تحریف و دروغ‌گویی را رایج کردند. گفتند جمهوری اسلامی با همه جا سر ناسازگاری دارد. این خلاف و دروغ است. ما از قرآن یاد گرفتیم که با آن‌هایی که سر دشمنی ندارند خوش‌رفتاری کنیم. قرآن می‌فرماید کفاری که با شما سر ستیزه ندارند شما به این‌ها نیکی کنید و خوش رفتاری کنید.

– اینطور نیست که می‌گویند جمهوری اسلامی سر ستیزه با همه دارد،‌ نخیر ما با هر کسی که با ما سر ستیز ندارد مشکلی نداریم. تأکید قرآن، دشمنان است نه کسانی که دین‌شان فرق می‌کند. گروهی از این روشنفکرنماها عنوان «دگراندیش» را در مقابل جمهوری اسلامی قرار دادند. من گفتم این مسئله ما نیست، ما با اندیشه شما کاری نداریم. دشمنی نباید بکنید. قرآن روی دشمنی تأکید می‌کند.

– قرآن می‌فرماید کسانی که دشمن من و شما هستند را به دوستی نگیرید.

– ایجاد سلاح و اقتدار که در قرآن آمده برای ترساندن دشمن است. بحث غیر دشمن نیست. بنابراین تکیه اسلام در مواجهه با دشمنِ فعال است. حالا این دشمنان را از  اول انقلاب تجربه کرده‌ایم. با اینکه از ابتدا جمهوری اسلامی خیلی گذشت کرد امّا توطئه‌ها شروع شد؛ بیش از همه آمریکا و بعد دیگران.

– دو عنصر مهم برای مواجهه با این دشمنی لازم است. بنده همیشه توصیه کرده‌ام و باز هم توصیه می‌کنم. یکی بصیرت و دومی صبر و استقامت. این دو عنصر اگر وجود داشت دشمن هیچ کاری نمی تواند بکند و هیچ لطمه‌ای نمی‌تواند بزند و هیچ توفیقی به‌دست نخواهد آورد؛ بصیرت و صبر.

– بصیرت یعنی چه؟ یعنی تیزبین بودن و راه درست را شناختن. انسان گاهی اشتباه می‌کند. حالا انسان‌های ابتدایی و تازه‌کار که احتمال اشتباه‌شان بیشتر است، آدم‌های مجرب هم گاهی اشتباه می‌کنند. بایستی مراقبت کرد که در شناخت راه درست اشتباه نکند انسان. در غبارآلودگی فتنه‌ها بتواند راه درست را تشخیص دهد.

– صبر یعنی استقامت در این راه و زاویه پیدا نکردن با این صراط مستقیم و پای فشردن بر آن. صبر را بد معنا نکنند. البته غالباً دشمنان یا کسانی که آگاهی ندارند صبر را بد معنا می‌کنند. صبر یعنی اینکه انسان متوقف نشود.

– اگر این دو خصوصیت وجود داشته باشد دشمن غالب نمی‌شود. یکی از راه‌هایی که بتوان این دو خصوصیت را در جامعه حفظ کرد، عبارت است از «تواصی». مردم یکدیگر را تواصی کنند؛ این زنجیره تواصی و توصیه به راه حق و صبر، این همه را نگه می‌دارد. اگر تواصی به صبر و حق در جامعه وجود داشته باشد این جامعه به آسانی دستخوش تحرکات دشمن نخواهد شد. اما اگر این جریان تواصی که زنجیره محافظت مومنان است قطع شود، قطعاً‌ خسارت خواهد رسید.

– دشمن همین عامل مهم را هدف قرار می‌دهد. دو هدف را دشمن در جنگ نرم دنبال می‌کند. یک جنگ‌های آشکار نظامی و سخت و خشن هست که حکم خودش را دارد، ‌امّا جنگ نرم مشکل‌تر علاج می‌شود و خطرناک‌تر است به یک معنا. در این جنگ نرم، دشمن دو حرکت را انجام دهد و دو هدف را دنبال می‌کند. یک اینکه این زنجیره تواصی به حق و صبر را قطع کند،‌ دوم اینکه حقایق را وارونه نشان دهد. حقایق عالم را به دروغ وارونه نشان دهند.

– اینکه تواصی به حق و صبر و این رشته را در بین مومنان قطع کنند، این چیز خطرناکی است. کاری کنند که مومنین همدیگر را توصیه نکنند، همدیگر را حفظ نکنند و به یکدگیر امید ندهند. اگر این جریان قطع شود خیلی خطرناک است و موجب می‌شود انسان‌ها احساس تنهایی و ناامیدی کنند و اراده‌ها ضعیف و امیدها کم‌رنگ شود. جرأت اقدام از دست برود. وقتی تواصی نبود این اتفاقات می‌افتد.

– وقتی امیدها و جرأت‌ها کم شد و اراده ‌ها ضعیف شد،‌ قهراً‌ هدف‌های عالی و متعالی کم‌رنگ می‌شود و به دست فراموشی سپرده می‌شود که این افسران جنگ نرم یعنی جوانان نباید اجازه دهند چنین اتفاقی رخ دهد. باید توصیه با ایستادگی بکنند، ‌توصیه به خسته نشده و تنبلی نکردن.

– البته امروز فضای مجازی فرصتی است برای این کار. شما جوان‌های عزیز اینطور از فضای مجازی استفاده کنید برای امیدآفرینی و توصیه به حق و بصیرت‌آفرینی و توصیه به تنبلی نکردن. این درباره کار اول دشمن که قطع زنجیره تواصی است.

– کار دوم آنها که دروغ‌گویی درباره حقیقت است و آنقدر هم با جرأت و قاطعیت دروغ می‌گویند که هر کسی گوش کند فکر می‌کند راست می‌گویند. مثلاً ‌فرض بفرمایید الان شش سال است که هم‌دست عرب آمریکا دارد مردم مظلوم یمن را در خانه و بیمارستان و مدرسه بمباران می‌کند. آن‌ها را محاصره اقتصادی کرده و مانع رسیدن غذا و دارو به آن‌ها می‌شود، شش سال است که این اتفاق افتاده و البته با چراغ سبز خود دولت آمریکا اتفاق افتاد که آن موقع هم دولت دموکرات سر کار بود این دولت قسی‌القلب و سنگدل عرب با مردم یمن این رفتار را می‌کند.

– مردم یمن البته با استعداد هستند و توانسته‌اند برای خودشان وسایل دفاعی بوجود بیاوردند یا تهیه کنند و به بمباران شش ساله جواب بدهند. به مجرد این کار فریاد تبلیغاتی آنها بلند می‌شود که ترور شد و… همه هم می‌گویند، سازمان ملل هم می‌گوید. زشتی کار سازمان ملل از آمریکا بیشتر است.

– این یک نمونه از دروغ‌گویی آنها است. یا اینکه آمریکا بزرگ‌ترین زرادخانه دنیا را دارد و این را به کار هم برده‌اند. تنها دولتی که بمب اتم را به کار برده آمریکا ست. بعد فریاد می‌زنند که ما ضد توسعه سلاح‌های اتمی هستیم. مدعی هستند که ما مخالف سلاح کشتار جمعی هستیم. بدترین و خطرناک ترین سلاح کشتار جمعی دست آنها است و استفاده هم کرده‌اند. در یک روز ۲۲۰ هزار نفر را با بمت اتم از بین بردند.

– از مجرمی که مخالف خودش را با ارّه تکه‌تکه می‌کند حمایت می‌کنند. همه عالم فهمیدند؛ سعودی‌ ها مخالفی را به شکلی گیر آوردند و تکه‌تکه کردند. آمریکا از این دفاع می‌کند بعد می‌گویند طرفدار حقوق بشر هستیم.

– داعش را خود آمریکا ایجاد کرد که خودشان اعتراف کردند. هم کسی که ایجاد کرده بود گفت هم کسی که رقیب اون بود گفت. خودشان ایجاد می‌کنند بعد به بهانه وجود داعش پایگاه نظامی ایجاد می‌کنند که می‌خواهیم با داعش مقابله کنیم. امکانات رسانه‌ای مدرن و پول در اختیار داعش قرار می‌دهد و اجازه می‌دهند نفت سوریه را از بین ببرند و بفروشند بعد می‌گویند با داعش مبارزه می‌کنیم.

– از حضور ایران در منطقه با بغض و کینه یاد می‌کنند، در حالی که حضور ما نظامی نیست. آنجایی که نظامی‌های ما هم بوده‌اند مستشاری بوده. یک جایی هم که اصلاً‌ نظامی‌ها هم وجود ندارند و صرفاً‌ سیاسی است. این را به‌عنوان عامل بی‌ثبات‌کننده منطقه یاد می‌کنند. در حالی که هرجا حضور پیدا کرده‌ایم برای دفاع از دولت قانونی و به درخواست خودشان حضور پیدا کرده‌ایم. امّا خودشان بدون اجازه به کشوری ورود می‌کنند و پایگاه نظامی ایجاد می‌کنند.

– البته حتماً‌ بایستی آمریکایی‌ها عراق را تخلیه کنند که خواست خود آنهاست و قانون آنها است. سوریه را هم باید هرچه زودتر تخلیه کنند.

– ما باید بدانیم با این بار سنگین امانتی که انقلاب به دوش ما گذاشته وظایفی داریم ازجمله همین تواصی به حق و صبر و شناخت دشمن و تسلیم نشدن در مقابل آن و اعتماد نکردن به این دشمن.

– سال به پایان رسید و تلاش و مجاهدت مجموعه درمانی کشور در مقابله با بلای کرونا یک سال و بیشتر از یکسال شد و لازم است هم بنده و هم آحاد مردم سپاس قلبی خودشان را به این مجموعه ابراز کنند. آنها را دعا می‌کنیم و سفارش می‌کنم که همه دفاع کنند.

– امیداوریم خدای متعال فضل خودش را شامل ملت ایران کند و عیدی مبارکی را به ملت ایران و همه مومنین عالم و امت اسلام عطا کند و همه را توفیق دهد که به وظایف خودمان عمل کنیم و رضایت حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداه و دعای آن حضرت را شامل حال ما کند و روح امام بزرگوار و شهدا را از ما راضی کند.


متن کامل بیانات رهبر انقلاب در ادامه آمده است: 

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱)

الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاه و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّه الله فی الارضین.

 تبریک عرض میکنم عید سعید و بزرگ مبعث را به همه‌ی ملّت ایران، به همه‌ی‌ امّت اسلامی و به همه‌ی آزادگان عالم. عید مبعث، عید همه‌ی عدالت‌خواهان جهان است و عید هشدار به امّت اسلامی است. امروز یک مطلبی راجع به بعثت عرض میکنم، یک جمله‌ی کوتاهی هم راجع به مسائل انقلاب عرض خواهم کرد.

بعثت؛ برانگیخته شدن پیامبر و برانگیختن و حرکت دادن مردم به سمت نیک‌بختی
 در مبعث، در یک چنین روزی، قلب مقدّس پیامبر اعظم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) مخزن گران‌بهاترین امانت الهی شد یعنی وحی الهی، و سنگین‌ترین مسئولیّت عالمِ وجود بر دوشهای پُرتوان آن بزرگوار نهاده شد که مسئولیّت هدایت بشر تا آخر عالم است. البتّه این بعثت، هدیه‌ی بزرگی هم بود به همه‌ی بشریّت.

بعثت به معنای برانگیختگی است؛ یعنی برانگیختگیِ انسان برگزیده‌ی پروردگار -که رسول الهی است- و این برانگیختگی همراه میشود با اتّصال او به منبع لایزال علم و قدرت الهی؛ که این، حادث شدنِ پدیده‌ی عظیم رسالت و پیامبری است؛ در مرحله‌ی بعد، این برانگیختگیِ شخص پیغمبر به برانگیختگی مجموعه‌های بشری منتهی خواهد شد؛ یعنی پیغمبر اکرم و رسول الهی در هر دوره‌ای -هر یک از پیامبران بزرگ الهی- بعد [از این] که مبعوث میشود و برانگیخته میشود، مجموعه‌های انسانی را او برانگیخته میکند و به راه می‌اندازد و حرکت میدهد به سمت راهی نو، به نیک‌بختی بشر و راهی را در مقابل پای انسان قرار میدهد؛ معنای بعثت این است.

توحید؛ بزرگ‌ترین هدف بعثت
 در بعثتِ همه‌ی پیامبران اهدافی وجود داشته است -اهداف الهی- که طبعاً هدف خود پیغمبر هم، به تبع تبعیّت از پروردگار، همان هدف خواهد بود. پس بعثتها هدفهای بزرگی دارند که رأس همه‌ی این هدفها عبارت است از توحید؛ توحید، هدف بزرگ بعثت است: وَ لَقَد بَعَثنا فی کُلِّ اُمَّهٍ رَسولًا اَنِ اعبُدُوا اللهَ وَ اجتَنِبُوا الطّاغوت؛(۲) توحید خالص، توحید محض؛ که این آیه‌ی شریفه در سوره‌ی نحل است. در سوره‌ی اعراف و همچنین در سوره‌ی هود [هم] از زبان چندین پیغمبر بزرگ مثل نوح، مثل هود، مثل صالح و دیگران این جور گفته میشود که «یٰقَومِ ‌اعبُدُوا اللهَ ما لَکُم ‌مِن ‌اِلٰه غَیرُه».(۳) این توحید، اوّلین هدف بعثت پیامبران است. البتّه میدانید که توحید هم فقط به معنای این نیست که انسان در ذهن خود عقیده پیدا کند که خدا یکی است و دو تا نیست؛ خب بله این هم هست لکن توحید به یک معنای مهمّی است که به معنای حاکمیّت الهی است؛ توحید به معنای حاکمیّت مطلق پروردگار بر عالم تشریع و عالم تکوین -هر دو- است که بایستی امر الهی نافذ دانسته بشود؛ هم در عالم تکوین -در همه‌ی حوادث وجود، «لا حول و لا قوّه الّا بالله»- و هم در عالم تشریع، همه‌ی این حوادث و همه‌ی حالات ناشی از قدرت واحد پروردگار است. خب این، هدف اصلی است.

حیات طیّبه؛ هدف دیگر پیامبران
 هدفهای دیگری هم وجود دارد: تزکیه‌ی بشر، یعنی پالایش روحی انسانها از آلودگی‌ها و از پیرایه‌های پست‌کننده و انحطاط‌آور؛ تعلیم انسانها و مقام علمی انسانها را بالا بردن. استقرار عدالت، که جامعه‌ی بشری با عدالت اداره بشود: لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسط؛(۴) ایجاد حیات طیّبه: فَلَنُحیِیَنَّه حَیٰوهً طَیِّبَهً؛(۵) این حیات طیّبه یعنی چه؟ حیات طیّبه به معنای رشد و شکوفایی عقل بشر و علم بشر از سویی و آرامش روحی بشر، آسایش مادّی بشر، امنیّت محیط زندگی بشر و رفاه بشر و شادکامی بشر و بالاتر از همه‌ی اینها تکامل معنوی و عروج روحی انسان است؛ حیات طیّبه یعنی اینها. اینها اهداف بعثت پیامبران است. البتّه در اینجا مورد بحث غالباً پیامبران بزرگ الهی هستند، [لکن] پیامبران دیگری هم بودند که به معنای مبلّغِ این حقایق به نقاط مختلف عالم گسیل میشدند.

ابزار دستیابی به اهداف بعثت: برنامه‌ریزی برای ایجاد مناسبات اجتماعی و داشتن قدرت سیاسی
 خب ملاحظه میکنید که این هدفها، هدفهای بسیار بزرگی است، هدفهای دشواری است؛ این هدفها چه جوری به دست می‌آید؟ این طبعاً اوّلاً احتیاج دارد به یک برنامه‌ریزی گسترده برای مناسبات اجتماعی؛ یعنی اگر چنانچه نبیّ اسلام، نبیّ حق، فرستاده‌ی الهی در هر دوره‌ای بخواهد این اهداف را تحقّق ببخشد، ناچار بایستی به تناسبِ این اهداف، مناسبات اجتماعی ایجاد بکند. مطلب دوّم هم قدرت سیاسی است؛ یعنی این مناسبات اجتماعی را یک انسان منزوی یا یک نصیحتکننده که فقط مردم را نصیحت میکند نمیتواند به وجود بیاورد؛ قدرت لازم است، قدرت سیاسی لازم است. بنابراین بعثتها، همراه هستند هم با یک قدرت سیاسی بزرگ و هم با یک برنامهریزی وسیع برای تحقّق این اهداف.

دستورات و  برنامه‌های حکمرانی پیامبران بر اساس کتاب خدا
 پس با آمدن پیغمبر یک نظام سیاسی به وجود می‌آید، یعنی هدف این است که یک نظام سیاسی به وجود بیاید -حالا اینکه کدام پیغمبر توفیق پیدا کرد این کار را بکند و کدام توفیق پیدا نکرد بحث دیگری است، لکن هدف این است که یک نظام سیاسی به وجود بیاید- که بتواند این اهداف را با تشکیل برنامه‌ها و مناسبات اجتماعی و مناسبات گوناگون بشری تحقّق ببخشد. در این نظام سیاسی، آئین حکمرانی از کتاب خدا گرفته میشود و از آنچه خدای متعال بر پیغمبر نازل میکند، که میفرماید: فَبَعَثَ اللهُ النَّبِیّینَ مُبَشِّرینَ وَمُنذِرینَ وَ اَنزَلَ مَعَهُمُ  الکتٰبَ بِالحَقِّ لِیَحکُمَ بَینَ النّاسِ فیمَا اختَلَفوا فیه؛(۶) «لِیَحکُمَ» یعنی «لِیَحکُمَ کتاب»؛ این کتاب حکم کند بین مردم در آنچه باید انجام بدهند، و حاکم  او است در همه‌ی تنظیمهای اجتماعی. این در سوره‌ی بقره است، در سوره‌ی مائده [میفرماید]: وَلیَحکُم اَهلُ الاِنجیلِ بِما اَنزَلَ اللهُ فیهِ؛(۷) انجیل حاکم است؛ یعنی دستور حکمرانی از انجیل گرفته میشود برای اهل انجیل؛ و همچنین در [مورد] پیغمبران دیگر که در آیات «وَ مَن لَم یَحکُم بِما اَنزَلَ اللهُ فَاُولئٰکَ هُمُ الکافرون»(۸) و «اُولئٰکَ هُمُ الظٰلِمونَ»(۹) و «اُولئٰکَ هُمُ الفسِقونَ»(۱۰) هست، در همهی اینها آن چیزی که منبع و منشأ حکمرانی است و دستور حکمرانی و برنامههای حکمرانی از آن گرفته میشود، عبارت است از کتاب الهی که به پیغمبر نازل شده است؛ این اصول و اساس در آن [کتاب] است؛ و همهی برنامههای بشری در چهارچوبِ این اصول بایستی گذاشته بشود.

راهبری و  مدیریّت حکومت و اِعمال دستورات الهی بر عهده‌ی پیامبران
 خب این، دستور حکمرانی است لکن این دستور حکمرانی را چه کسی عمل بکند؟ بدون وجود یک مدیریّت و یک فرماندهی که این دستور عملیّاتی نخواهد شد؛ پس یک مدیریّتی لازم است و این مدیریّت و این راهبریِ اساسی مربوط به خود شخص پیغمبر است؛ یعنی پیغمبر اکرم و همهی پیغمبران -نبیّ مکرّم اسلام و قبل از او پیامبران دیگر- مدیران و فرماندهانی هستند که موظّفند حکمرانیِ دینی و الهی در جامعه را که محصول بعثت پیغمبران است و با کتاب الهی ارائه میشود، اجرا کنند و این را تحقّق ببخشند.

البتّه این راهبری و فرماندهی یک جور نیست؛ در بعضی از موارد خود پیغمبر، شخص شخیص پیغمبر، متکفّل و متعهّدِ این فرماندهی است؛ مثل حضرت داوود، حضرت سلیمان، پیغمبر معظّم اسلام -که خود اینها در رأس حکومت قرار گرفتند و اجرای امور را خودشان متکفّل شدند- گاهی هم در مواردی پیغمبر حاکمی را معیّن میکند به امر الهی؛ مثل آن پیغمبری که این هم در قرآن در سوره‌ی بقره است که «اِذ قالوا لِنَبِیٍّ لَهُمُ ابعَث لَنا مَلِکًا نُقاتِل فی سَبیلِ الله»؛(۱۱) مردم که زیر فشار بودند و مشکلات داشتند، به پیغمبر مراجعه کردند که او برایشان یک حکمرانی را انتخاب کند و او هم حکمران را انتخاب کرد؛ قالَ لَهُم نَبِیُّهُـم اِنَّ اللهَ قَد بَعَثَ لَکُم طالوتَ مَلِکًا؛(۱۲) طالوت شد فرمانده. بنابراین پیغمبر راهبر است و فرمانده اصلی و گرداننده‌ی اصلی است لکن اجرای کار به دست یک کس دیگری است غیر از آن پیغمبر، که در این مثال طالوت است و امثال آن هم قطعاً در تاریخ نبوّتها کم نیست و زیاد هست. یک وقت دیگر هم این جور است که پیغمبر کسی را معیّن نمیکند لکن خود او دارای موقعیّتی است در دستگاه حکومت که امر او نافذ است؛ مثل حضرت یوسف که امر او هم در دستگاه آن حکومت -که آن حکومت هم بتدریج گرایش به دین حضرت یوسف پیدا کرد- نافذ بود و کارها را انجام میداد، در حالی که حاکم مطلق هم نبود.

دین؛ برنامه‌ی جامع و مدیر مجموعه‌ی زندگی انسان
 بنابراین وضع بعثت به طور خلاصه این جوری است. پس بعثت به معنای برانگیختگی پیغمبر است، این برانگیختگی با ارسال کتاب الهی و دستور حکمرانی الهی که به پیغمبر نازل میشود همراه است و مفاد این حکمرانی را پیغمبر خدا، رسول الهی اِعمال میکند و اجرا میکند و راهبری میکند به شکلهای مختلفی که عرض کردیم. شاید شکلهای دیگری هم وجود داشته باشد که البتّه ما در قرآن از آن اثری ندیدیم؛ امّا ممکن است وجود داشته باشد؛ ما که از همه‌ی حوادث تاریخ مطّلع نیستیم. خب بنابراین دین با این نگاه گسترده چیست؟ دین با این نگاه وقتی که نگاه میکنیم عبارت است از مدیر مجموعه‌ی زندگی انسان؛ یعنی برنامه‌ی جامع؛ نه برنامه‌ی شخصی و برنامه‌های صرفاً عبادی و فردی انسان، که بعضی خیال میکنند دین متکفّل برنامه‌های فردی است و مسائل گوناگون اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و غیره، از حوزه‌ی دین خارج است؛ نه، این نگاه نشان میدهد که دین، جامع است، جامعیّت دارد.

دشمنی اشرار با دین به خاطر نوع نگاه به  دین و قلمرو آن
 و طبعاً این دین با این نگاه، مورد دشمنی هم قرار میگیرد؛ در همه‌ی زمانها اشرار عالم با یک چنین دینی مخالفت کرده‌اند؛ حالا یا به این صورت که سعی کنند فرو بکاهند این منطقه‌ی عظیم و قلمرو عظیم را به مسائل شخصی یا اینکه علناً در مقابل دین بِایستند؛ که فرمود: وَکَذٰلِکَ جَعَلنا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا مِنَ المُجرِمین؛(۱۳) که این در سوره‌ی فرقان است؛ هر پیغمبری دشمنانی از مجرمین، گنهکاران، اشرار عالم داشته. در سوره‌ی انعام هم [فرمود]: وَ کَذٰلِکَ جَعَلنا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیٰطینَ الاِنسِ وَ الجِنِ یوحی بَعضُهُم اِلیٰ بَعضٍ زُخرُفَ القَولِ غُرورًا؛(۱۴) بنابراین وقتی که بعثت نبی اتّفاق می‌افتد و نبی مبعوث میشود و این ساز و کار اجرای حکم الهی مطرح میشود، مفسدان و مستکبران و استعمارگران و اخلالگرانِ زندگی بشر، طبعاً با او مخالفت میکنند، غارتگرها با او مخالفت میکنند، ظَلَمه با او مخالفت میکنند.

 

چون ضدّ ظلم است، ضدّ غارت ثروتهای بشری است، ضدّ تسلّط ناحقّ بر آحاد بشر است، اینهایی که اشرار عالم محسوب میشوند، طبعاً در مقابل پیغمبر می‌ایستند. شما امروز هم مشاهده میکنید که در تبلیغات دشمنان، از چیزی به نام «اسلام سیاسی» نام آورده میشود؛ اسلام سیاسی همین است که در نظام اسلامی ایران تحقّق پیدا کرده -که حالا بعد اشاره خواهم کرد به حرکت عظیمی  که امام بزرگوار ما انجام دادند- و آماج حملات آنها، اسلام سیاسی است. اسلام سیاسی یعنی همین اسلامی که توانسته با تشکیل حکومت، دستگاه‌های گوناگون، نظامهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، نظامی و غیره به وجود بیاورد و یک هویّت دینی و اسلامی را برای یک ملّت ایجاد بکند؛ این، آن چیزی است که در مورد دین [میشود گفت]. بنابراین تعریف قرآن از دین یک چنین چیزی است؛ این را نمیشود فرو کاست به کارهای کوچک، به یک اعمال عبادی صِرف و محض. بنابراین بعثت یک حرکت عظیمی است که برنامه‌ی جامع و نجات‌بخش بشر را در اختیار انسانها میگذارد و آنها را آماده میکند برای یک حرکت بزرگ.

برانگیختگی و حرکت انسانها، نتیجه‌ی حرکت پیامبران
 البتّه این جور نیست که برانگیختگی پیغمبر و راهبری او، مردم را از تحرّک در این میدان برکنار کند؛ این جور نیست. همان طور که عرض کردیم، برانگیختگی پیامبر به برانگیختگی انسانها منتهی میشود و جامعه را برانگیخته میکند؛ انسانها حرکت میکنند. لذاست که امیرالمؤمنین (علیه السّلام) در آن خطبه‌ی معروف [میفرماید]: وَ واتَرَ فیهِم رُسُلَهُ لِیَستَأدوهُم میثاقَ فِطرَتِهِ وَ یُذَکِّروهُم مَنسِیَّ نِعمَتِهِ وَ یُثیروا لَهُم دَفائِنَ العُقول؛(۱۵) دفینه‌های دانش و خِرد را در وجود انسان زنده میکنند، به حرکت درمی‌آوردند؛ فطرت خفته‌ی آنها را بیدار میکنند و آنها را به حرکت درمی‌آورند. و باز در یک خطبه‌ی دیگر نهج‌البلاغه درباره‌ی پیغمبر میفرماید که «طَبیبٌ دَوّارٌ بِطِبِّه قَد اَحکَمَ مَرَاهِمَهُ وَ اَحمیٰ مَواسِمَه»؛ هم مرهم دارد، هم [مَوْسم] -سابق، روی محلّ زخمها را وقتی که با مرهم خوب نمیشد، یک میله‌ی داغی میگذاشتند و زخم به این وسیله خوب میشد؛ در لغت عرب به این میله‌ای که طبیب داغ میکرد و میگذاشت روی زخم، میگویند «مَوْسِم» یا «مِیْسَم»- میفرماید که «قَد اَحکَمَ مَراهِمَه»؛ پیغمبر اسلام، هم مرهمها را آماده کرد، فراهم کرد، «وَ اَحمَیٰ مَواسِمَه»؛ هم آن میله‌های لازم را فراهم کرد که «یَضَعُ حَیثُ یَحتاج»(۱۶) یا «حَیثُ شاء»؛ هرجا لازم است و هر جا مفید است، مرهم، و هر جا لازم است، آن [موسم]. این حدودی که می‌بینید در اسلام هست -حدود و مجازاتها و مانند اینها- همان میله‌های گداخته است که روی زخم میگذارند که زخم را خوب کند؛ این در مورد مسائل مربوط به بعثت.

انقلاب اسلامی ما؛ استمرار مضمون بعثت نبوی
 و امّا راجع به مسائل انقلاب. انقلاب عظیم اسلامی در ایران مضمون بعثت را در دوره‌ی معاصر تجدید کرد؛ یعنی خداوند متعال به امام بزرگوار ما این توفیق را داد که خطّ مستمرّ بعثت نبوی را در این دوران، با ابتکار خود، با شجاعت خود، با اندیشه‌ی بلند خود، با فداکاری خود پُررنگ کند و نمایان کند؛ [این] همان خطّ بعثت است که خب در طول زمان کم‌رنگ بود، امام بزرگوار توانست آن را پُررنگ کند و جامعیّت اسلام را در عمل نشان بدهد ،و نشان بدهد که اسلام یک دین جامع است و شامل همه‌ی زندگی انسان است؛ امام بزرگوار این را برجسته کرد؛ ابعاد اجتماعی و سیاسی دین را که به فراموشی سپرده شده بود، احیا کرد و به یاد آورد: وَ یُذَکِّرُوهُم مَنسیَّ نِعمَتِه؛ و مصداق این جمله قرار داد. خب این انقلاب به پیروی از بعثت نبوی بر ضدّ ظلم بود، بر ضدّ استبداد بود و بر ضدّ استکبار بود، طرف‌دار مظلومان بود از هر آئینی، از هر دینی -مظلومان به معنای حقیقی کلمه- طرف‌دار محرومان بود، طرف‌دار مستضعفان بود از هر ملّتی و با هر دین و مسلکی، و در همه حال هم این انقلاب، عموم بشریّت را به صراط مستقیم اسلام دعوت کرد، و حرکت اساسی انقلاب این است.

صف‌آرایی اشرار عالم در مقابل انقلاب اسلامی
 خب وقتی که این انقلاب تشکیل شد و نظامی را بر این اساس به وجود آورد که نظام جمهوری اسلامی است، همان حادثه‌ای که برای پیغمبران پیش می‌آمد تکرار شد؛ یعنی اشرار عالم در مقابل این انقلاب صف کشیدند همچنان که در مقابل پیغمبران صف میکشیدند؛ وَکَذٰلِکَ جَعَلنا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا مِنَ المُجرِمینَ؛(۱۷) مجرمین عالم و اشرار عالم ، مستکبرین عالم در مقابل انقلاب صف کشیدند و مشغول مقابله شدند. این البتّه خلاف انتظار ما هم نبود، ما از اوّل هم توقّع نداشتیم که اینها با انقلاب سازگاری نشان بدهند؛ از اوّل معلوم بود که چنین اتّفاقی می‌افتد: هٰذا ما وَ عَدَنَا اللهُ وَ رَسولُه وَ صَدَقَ اللهُ وَ رَسولُه؛(۱۸) معلوم بود که با انقلابی با این خصوصیّات، امثال آمریکا و قدرتهای استکباری و شورویِ آن روز مقابله میکنند و می‌ایستند، و همین جور هم شد.

ستیز و مقابله‌ی نظام اسلامی با دشمنان خدا و جامعه‌ی اسلامی و نه همگان
 خب، این مقابله قطعاً وجود دارد منتها آنها در این قضیّه‌ی مقابله و معارضه‌ی با جمهوری اسلامی هم مثل همه جا تحریف و دروغگویی را رایج کردند؛ گفتند جمهوری اسلامی با همه‌ی دنیا سر ناسازگاری و سر ستیزه‌گری دارد؛ این درست نیست، این خلاف است. ما از قرآن یاد گرفته‌ایم که با کسانی که با نظام اسلامی دشمنی نمیکنند خوش‌رفتاری کنیم. در سوره‌ی ممتحنه است که «لا یَنهیٰکُمُ اللهُ عَنِ الَّذینَ لَم یُقاتِلوکُم فِی الدّینِ وَلَم یُخرِجوکُم مِن دِیارِکُم اَن تَبَرّوهُم وَ تُقسِطوِّا اِلَیهِم»؛ این کفّاری که با شما سر ستیزه ندارند، سر جنگ ندارند، عملاً با شما دشمنی نمیکنند، شما به اینها نیکی کنید، با اینها هم به قسط و عدل عمل کنید؛ اِنَّ اللهَ یُحِبُّ المُقسِطین.(۱۹) اِنَّما یَنهیٰکُمُ اللهُ عَنِ الَّذینَ قاتَلوکُم فِی الدّینِ وَاَخرَجوکُم مِن دِیـارِکُم وَ ظاهَروا عَلیًّ اِخراجِکُم اَن تَوَلَّوهُم.(۲۰) بنابراین آیه‌ی قرآن این را میگوید. این جور نیست که میگویند جمهوری اسلامی با همه سر ستیزه دارد؛ نخیر، ما با کسانی که با ما دشمنی نمیکنند -از هر دینی، از هر مذهبی- مشکلی نداریم، به اینها نیکوکاری هم میکنیم. تأکید اسلام مقابله‌ی با دشمنان است، کسانی که دشمنی میکنند، نه کسانی که دینشان با شما یکی نیست.

در داخل کشور، یک گروهی از این روشنفکرنماها -البتّه سالها پیش؛ که اخیراً هم گاهی تکرار میشود- عنوان دگراندیش را در مقابل جمهوری اسلامی قرار دادند. من در یک سخنرانی گفتم که برای ما دگراندیش مسئله‌ای نیست؛(۲۱) اندیشه‌ی شما دیگر است، خب دیگر باشد، چه اشکال دارد؟ ما با اندیشه‌ی شما کاری نداریم [لکن] دشمنی نباید بکنید. قرآن روی دشمن و دشمنی کردن تکیه میکند. در سوره‌ی ممتحنه میفرماید: یٰاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا لا تَتَّخِذوا عَدُوّی وَ عَدُوَّکُم اَولِیٰاءَ تُلقونَ اِلَیهِم بِالمَوَدَّه؛(۲۲) با کسانی که دشمن من و دشمن شما هستند -هم دشمن خدایند، هم دشمن جامعه‌ی اسلامی‌اند- دوستی نکنید، آنها را همراه خودتان و هم‌پیمان خودتان نگیرید. یا آن آیه‌ی معروف «وَ اَعِدّوا لَهُم مَااستَطَعتُم مِن قُوَّهٍ وَ مِن رِباطِ الخَیل» که در سوره‌ی انفال است، بعد دارد که «تُرهِبونَ بِهٖ عَدُوَّ اللهِ وَعَدُوَّکُم»؛(۲۳) این قوّت ایجاد کردن، اقتدار ایجاد کردن، سلاح تولید کردن و خود را قدرتمند کردن، برای این است که «تُرهِبونَ بِهٖ عَدُوَّ الله»، دشمن را بترسانید؛ بحث غیر دشمن نیست. بنابراین تکیه‌ی اسلام بر مواجهه‌ی با دشمنِ فعّال است. خب این دشمنان را ما از اوّل انقلاب آزموده‌ایم و تجربه‌ کرده‌ایم. از روز اوّل انقلاب، با اینکه جمهوری اسلامی نسبت به بیگانگان و دیگران خیلی گذشتها کرد، از همان اوایل توطئه‌ها علیه جمهوری اسلامی شروع شد؛ بیش از همه آمریکا، بعد هم دیگران؛ و تا الان هم ادامه دارد.

عناصر مهمّ مواجهه با دشمنی‌ها:
 دو عنصر مهم برای مواجهه با این دشمنی‌ها لازم است -که بنده همیشه توصیه‌ کرده‌ام، باز هم توصیه میکنم- دو خصوصیّت در آحاد مردم لازم است: یکی عبارت است از بصیرت، و دوّمی عبارت است از صبر و استقامت، که اگر چنانچه این دو عنصر وجود داشت دشمن هیچ کاری نمیتواند بکند، هیچ لطمه‌ای نمیتواند بزند، هیچ توفیقی در مواجهه و مقابله‌ی با نظام اسلامی به دست نمی‌آورد؛ بصیرت و صبر. این همان است که امیرالمؤمنین فرمود: «وَ لا یَحمِلُ هذَا العَلَمَ اِلّا اَهلُ البَصَرِ وَ الصَّبرِ وَ العِلمِ بِمَواضِعِ الحَقّ» که این در خطبه‌ی ۱۷۳ نهج‌البلاغه است.

۱) بصیرت، به معنای تیزبینی و شناختن راه درست
 بصیرت یعنی چه؟ بصیرت یعنی تیزبین بودن و راه درست را شناختن. انسان گاهی اشتباه میکند؛ حالا احتمال اشتباهِ انسانهای ابتدائی و تازهکار که بیشتر است، آدمهای قدیمی و مجرّب هم مواردی اشتباه میکنند راه درست را؛ بایستی مراقبت کرد که انسان در شناخت راهِ درست اشتباه نکند؛ در غبارآلودگی فتنه‌ها بتواند راه را پیدا کند و بفهمد راه درست چیست؛ بصیرت به این معنا است.

۲) صبر، به معنای استقامت در راه درست
 صبر یعنی چه؟ صبر یعنی استقامت در این راه، زاویه پیدا نکردن با این صراط مستقیم و پای فشردن بر حرکت در این صراط مستقیم؛ این به معنای صبر است. صبر را بد معنا نکنند، صبر را جور دیگری [معنا نکنند]. البتّه غالباً دشمنان یا کسانی که آگاهی درستی ندارند صبر را بد معنا میکنند؛ صبر یعنی اینکه انسان استقامت بِوَرزد، پافشاری کند، ایستادگی کند، راه را ادامه بدهد، متوقّف نشود؛ این معنای صبری است که در مقابله‌ی با دشمنان به کار میرود.

تواصی؛ از راه‌های حفظ جامعه در برابر دشمنان
 خب اگر این دو خصوصیّت وجود داشته باشد، دشمن غالب نمیشود. یکی از راه‌هایی که این دو خصوصیّت را بتوان در جامعه حفظ کرد، عبارت است از «تواصی»، همان که در سوره‌ی والعصر هست: وَ تَواصَوا بِالحَقِّ ‌وَ تَواصَوا بِالصَّبر؛ مردم یکدیگر را تواصی کنند؛ این زنجیره‌ی تواصی و توصیه کردن به یکدیگر [برقرار باشد]؛ هم توصیه به حق کنند، راه حق را تأکید کنند، هم توصیه‌ی به صبر بکنند؛ این، همه را نگه میدارد. اگر چنانچه تواصی به صبر و تواصی به حق و بصیرت در جامعه وجود داشته باشد، این جامعه بهآسانی دستخوش تحرّکات دشمن نخواهد شد؛ امّا اگر چنانچه این جریان تواصی که زنجیره‌ی محافظت مؤمنان است، قطع بشود قطعاً خسارت خواهد رسید: اِنَّ ‌الاِنسانَ لَفی خُسر، اِلَّا الَّذینَ ءامَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحٰتِ وَ تَواصَوا بِالحَقِّ ‌وَ تَواصَوا بِالصَّبر؛(۲۴) اگر این تواصی نباشد، خسارت تحقّق پیدا خواهد کرد. خب، دشمن همین عامل مهم را هدف قرار میدهد. 

اهداف دشمن در جنگ نرم: ۱) قطع جریان تواصی در کشور
 دشمن دو هدف را به نظرما در جنگ نرم دنبال میکند -حالا یک جنگهای آشکار نظامی و سخت و خشن هست که آنها حکم خودش را دارد، امّا جنگ نرم مشکل‌تر علاج میشود و به یک معنا از جنگ سخت خطرناک‌تر هم هست- دشمن در این جنگ نرم دو حرکت را انجام میدهد: یکی این است که این زنجیره‌ی تواصی به حق و به صبر را قطع کند؛ دوّم اینکه حقایق را وارونه نشان بدهد که تبلیغات فراوانی هم دارند که حقایق عالم را راحت بعکس و بدروغ وارونه نشان بدهند. امّا اینکه رشته‌ی تواصی به حق و صبر را در بین مؤمنان قطع کند، جریان تواصی را قطع کنند، چیز خطرناکی است؛ [اینکه] کاری کنند که مؤمنین به یکدیگر توصیه نکنند، همدیگر را حفظ نکنند، به یکدیگر امید ندهند؛ اگر قطع این جریان، بریده شدن جریان تواصی در جامعه اتّفاق بیفتد، خیلی خطرناک است. این موجب میشود که انسانها احساس تنهایی کنند، احساس نومیدی کنند و ارادهها ضعیف بشود، امیدها کمرنگ بشود، جرئت اقدام از دست برود. وقتی تواصی نبود، این اتّفاقات میافتد؛ و طبعاً وقتی این جور شد، امیدها کم شد و جرئتها کم شد و ارادهها ضعیف شد، قهراً هدفهای عالی و متعالی بتدریج از دسترس دور میشود و کمرنگ میشود و دستنیافتنی به نظر میرسد و به دست فراموشی سپرده میشود؛ که این افسران جنگ نرم ما نباید اجازه بدهند این اتّفاق بیفتد. من یک وقتی(۲۵) گفتم جوانهای ما افسران جنگ نرم ما هستند. جوانها نباید اجازه بدهند یک چنین اتّفاقی بیفتد و باید امیدآفرینی کنند، باید توصیهی به ایستادگی، توصیهی به تنبلی نکردن، توصیهی به خسته نشدن کنند؛ اینها کارهایی است که جوانهای ما که گفتیم افسران جنگ نرم هستند بر عهده دارند.

البتّه امروز فضای مجازی یک فرصتی است برای این کار. حالا دشمنان از فضای مجازی جور دیگر استفاده میکنند امّا شما جوانهای عزیز این جوری از آن استفاده کنید: از فضای مجازی استفاده کنید برای امیدآفرینی، برای توصیهی به صبر، برای توصیهی به حق، برای بصیرتآفرینی، برای توصیهی به خسته نشدن، تنبلی نکردن، بیکاره نماندن و مانند اینها. خب این در مورد این کارِ اوّل دشمن که قطع زنجیرهی تواصی و حفاظت از یکدیگر است.

۲) وارونه‌نمایی حقایق
 کار دوّمشان را هم که گفتیم وارونهنمایی حقیقت است، دروغگویی در باب حقیقت. این قدر هم با جرئت و قاطعیّت این دروغ را میگویند که هر کسی گوش کند، خیال میکند که این راست میگوید. خیلی خونسرد و محکم و قاطع حقیقت را ۱۸۰ درجه وارونه نشان میدهند. حالا مثلاً فرض بفرمایید که الان شش سال است که همدست عربِ آمریکا دارد مردم مظلوم یمن را در خانهشان، در خیابانشان، در بیمارستانشان، در مدرسهشان بمباران میکند، آنها را محاصره اقتصادی کرده، از رسیدن غذا مانع میشود، از رسیدن دارو مانع میشود، از رسیدن نفت به آنها مانع میشود؛ شش سال است که این اتّفاق افتاده و این البتّه با چراغ سبز خود دولت آمریکا اتّفاق افتاد، آن وقت هم دولت دموکرات بر سر کار بود؛ چراغ سبز [نشان] دادند و این دولت قسیّالقلب و سنگدل و ظالم عرب متأسّفانه با مردم یمن دارد این جور رفتار میکند. خب این واقعیّت قضیّه است. حالا یمنیها که البتّه مردم خیلی بااستعدادی‌اند -مردم یمن بسیار بااستعدادند- توانستهاند با استفاده از برخی از پدیدهها برای خودشان وسایل دفاعی به وجود بیاورند -یا تهیّه کنند، یا خودشان بسازند- و به این بمبارانهای شش‌ساله جواب بدهند، به مجرّد اینکه از طرف یمنیها یک کاری انجام میگیرد، فریاد تبلیغات اینها بلند میشود که «آقا حمله شد، آقا ترور شد»! همهی آنها میگویند، سازمان ملل هم میگوید، که واقعاً زشتیِ کار سازمان ملل در این زمینه از کار آمریکا بدتر است. خب آمریکا یک دولت مستکبر ظالم است، سازمان ملل چرا؟ آن [دولت] را به خاطر شش سال بمباران محکوم نمیکنند [امّا] این را برای خاطر اینکه در مواقعی از خودش دفاع کرده و این دفاع کارگر شده، ملامت میکنند و همه روی او میریزند و حمله میکنند. این یک نمونه از دروغ‌گویی.

یا بزرگ‌ترین زرّادخانه‌ی اتمی دنیا در آمریکا است؛ بزرگ‌ترین زرّادخانه‌ی اتمی! حالا شاید هزارها -من نمیدانم- بمب اتم اینها در انبارهایشان دارند و این را به کار هم بردند، یعنی تنها دولتی که بمب اتم را تا حالا به کار برده، دولت آمریکا است. آمریکا ۲۲۰ هزار نفر را در یک ساعت، در یک روز قتل‌عام کرده؛(۲۶) این [کار] را این جوری کردند، آن وقت فریاد میزنند که ما ضدّ توسعه‌ی سلاحهای اتمی هستیم! یعنی این جوری است دیگر؛ مدّعی‌اند که ما مخالف سلاح کشتار جمعی هستیم! دروغ میگویند؛ بدترین و خطرناک‌ترین سلاح کشتار جمعی دست آنها است؛ آن را به کار هم برده‌اند، استفاده هم کرده‌اند، در عین حال میگویند ما مخالف سلاحهای کشتار جمعی هستیم.

آمریکا از مجرمی که مخالف خودش را با ارّه تکّه‌تکّه میکند -دیگر همه‌ی دنیا فهمیدند؛ سعودی‌ها یک مخالف را با یک شکلی گیر انداختند و با ارّه تکّهتکّهاش کردند(۲۷)- حمایت میکند و بعد میگوید که من طرف‌دار حقوق بشرم؛ یعنی وارونه‌نماییِ حقیقت تا این حد، با این شکل! داعش را خود آمریکا ایجاد کرد -این را دیگر خود آمریکایی‌ها اعتراف کردند، ما نمیگوییم؛ هم آن که ایجاد کرده بود گفت، هم آن که رقیب او بود، در مقام حمله‌ی به او گفت؛ همه‌ی آنها گفتند و اعتراف کردند که داعش را آمریکا ایجاد کرده- آن وقت به بهانه‌ی وجود داعش، در عراق، در سوریه پایگاه نظامی درست میکنند که ما میخواهیم با داعش مخالفت کنیم! و امکانات رسانه‌ای مدرن در اختیار داعش میگذارند، پول در اختیارش میگذارند، اجازه میدهند که نفت سوریه را از بین ببرند و ببرند و بفروشند و سودش را استفاده کنند، در عین حال هم میگویند ما داریم با داعش مبارزه میکنیم؛ این کارهایی است که اینها میکنند؛ خلاف واقع ‌نمایی.

از حضور ایران در منطقه با بغض و کینه یاد میکنند که چرا ایران در منطقه حضور دارد؛ یعنی چرا ایران در سوریه، در عراق، در بعضی جاها حضور دارد؛ در حالی که حضور ما حضور نظامی نیست؛ و آنجایی که نظامی‌های ما هم بودند، حضور مستشاری بوده؛ یک جاهایی هم که اصلاً نظامی‌ها حضور ندارند، صرفاً حضور سیاسی است، این را با کینه و به عنوان یک مشکل بزرگ که موجب بی‌ثباتی و مانند اینها است میگویند، در حالی که منطقه، منطقه‌ی ما است و هر جا هم ما وارد شدیم، برای دفاع از دولت قانونی آنجا وارد شدیم؛ چه در عراق، چه در سوریه، هدف ما دفاع از دولت قانونی بوده و با رضایت و خواست خود آن دولتها وارد شدیم؛ این را این جوری بزرگ میکنند، در حالی که خودشان ظالمانه، بدون اجازه وارد سوریه میشوند، یک منطقه‌ای را اشغال میکنند، پایگاه نظامی درست میکنند یا در عراق چندین پایگاه نظامی درست میکنند. وارونه‌نمایی حقیقت جزو کارهای اینها است؛ و در همه‌ی زمینه‌ها این جوری است. و البتّه حتماً بایستی آمریکایی‌ها عراق را تخلیه کنند که خواست خود عراقی‌ها و قانون آنها است؛ سوریه را حتماً بایستی زودتر تخلیه کنند؛ هر چه زودتر. بنابراین این کار آنها است.

وظایف ما در قبال انقلاب اسلامی
 ما باید بدانیم با این بار سنگین امانتی که انقلاب اسلامی بر دوش ما، بر دوش ملّت ایران گذاشته و راه سعادتی که جلوی آنها باز کرده، ما وظایفی داریم؛ از جمله‌ی این وظایف، همین تواصی به حق و به صبر، و شناخت دشمن و ایستادگی در مقابل دشمن، و تسلیم نشدن در مقابل دشمن و اعتماد نکردن به این دشمن غدّار است. این عرض امروز ما.

لزوم تکریم همگان نسبت به مجاهدات کادر درمان
 در آخر فقط یک جمله مجدّداً درباره‌ی مسائل این همه‌گیری بیماری عرض بکنم. سال به پایان رسید و تلاش و مجاهدت مجموعه‌ی درمانی کشور در مقابل بلای کرونا یک سال و بیشتر از یک سال شد، و لازم است هم بنده و هم آحاد مردم، سپاس قلبی خودمان را به این مجموعه ابراز کنیم؛ آنها را دعا میکنیم و از آنها متشکّریم و سفارش میکنم که همه دفاع کنند.

امیدواریم که ان‌شاءالله خدای متعال توجّهاتش را و رحمتش را و فضلش را شامل حال ملّت کند، برای عید مبعث خدای متعال عیدی مبارکی را ان‌شاءالله به ملّت ایران و به همه‌ی مؤمنین عالم و به امّت اسلامی عطا کند و همه‌ی ما را توفیق بدهد که بتوانیم به وظایفمان عمل کنیم و رضای حضرت ولیّ‌عصر (ارواحنا فداه) و دعای آن بزرگوار را شامل حال ما کند و روح مطهّر امام بزرگوار و ارواح مطهّره‌ی شهدای بزرگوار را ان‌شاء‌الله از ما راضی و خشنود کند.

والسّلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته


 

۱) این دیدار به صورت گفتگوی زنده‌ی تلویزیونی برگزار شد.

۲) سوره‌ی نحل، بخشی از آیه‌ی ۳۶؛ «و در حقیقت، در میان هر امّتی فرستاده‌ای برانگیختیم [تا بگوید:] “خدا را بپرستید و از طاغوت [فریبگر] بپرهیزید.” …»
۳) از جمله سوره‌ی اعراف، آیه‌ی ۶۵؛ «… ای قوم من، خدا را بپرستید که برای شما معبودی جز او نیست‌ …»
۴) سورهی حدید، بخشی از آیهی۲۵؛ «… تا مردم به انصاف برخیزند…»
۵) سورهی نحل، بخشی از آیهی ۹۷؛ «… قطعاً او را با زندگی پاکیزه‌ای، حیاتِ [حقیقی] بخشیم …»
۶) سوره‌ی بقره، بخشی از آیه‌ی ۲۱۳؛ «… پس خداوند پیامبران را نویدآور و بیم‌دهنده برانگیخت ، و با آنان ، کتاب [ خود ] را بحق فرو فرستاد ، تا میان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند داوری کند …»
۷) سوره‌ی مائده، بخشی از آیه‌ی ۴۷؛ «و اهل انجیل باید به آنچه خدا در آن نازل کرده داوری کنند …»
۸) سوره‌ی مائده، بخشی از آیه‌ی ۴۴؛ «… آنان خود کافرانند»
۹) سوره‌ی مائده، بخشی از آیه‌ی ۴۵؛ «… آنان خود ستمگرانند»
۱۰) سوره‌ی مائده، بخشی از آیه‌ی ۴۷؛ «… آنان خود نافرمانند»
۱۱) سوره‌ی بقره، بخشی از آیه‌ی ۲۴۶؛ «پیامبرشان به آنان گفت: “در حقیقت خداوند طالوت را بر شما به پادشاهی گماشته است.”»
۱۲) سوره‌ی بقره، بخشی از آیه‌ی ۲۴۷؛ «آنگاه که به پیامبری از خود گفتند: “پادشاهی برای ما بگمار تا در راه خدا پیکار کنیم”»
۱۳) سوره‌ی فرقان، بخشی از آیه‌ی ۳۱
۱۴) سوره‌ی انعام، بخشی از آیه‌ی ۱۱۲؛ «و بدین گونه برای هر پیامبری دشمنی از شیطانهای انس و جن برگماشتیم. بعضی از آنها به بعضی، برای فریب [یکدیگر]، سخنان آراسته القا میکنند …»
۱۵) نهج‌البلاغه، خطبه‌ی ۱ (با اندکی تفاوت)
۱۶) نهج‌البلاغه، خطبه ۱۰۸ (با اندکی تفاوت)
۱۷) سوره‌ی فرقان، بخشی از آیه‌ی ۳۱؛ «… برای هر پیامبری دشمنی از گناهکاران قرار دادیم …»
۱۸) سوره‌ی احزاب، بخشی از آیه‌ی ۲۲؛ «… این همان است که خدا و فرستاده‌اش به ما وعده دادند و خدا و فرستاده‌اش راست گفتند …»
۱۹) سوره‌ی ممتحنه، آیه‌ی ۸
۲۰) سوره‌ی ممتحنه، بخشی از آیه‌ی ۹؛ «فقط خدا شما را از دوستی با کسانی باز میدارد که در [کار] دین با شما جنگ کرده و شما را از خانه‌هایتان بیرون رانده و در بیرون‌راندنتان با یکدیگر همپشتی کرده‌اند…»
۲۱) از جمله، بیانات در دیدار کارگزاران نظام (۱۳۸۲/۸/۱۱)
۲۲) سوره‌ی ممتحنه، بخشی از آیه‌ی ۱
۲۳) سوره‌ی انفال، بخشی از آیه‌ی ۶۰؛ «و هر چه در توان دارید از نیرو و اسبهای آماده بسیج کنید، تا با این [تدارکات]، دشمن خدا و دشمن خودتان را بترسانید …»
۲۴) سوره‌ی عصر، آیات ۲و۳؛ «واقعا انسان دستخوشِ زیان است؛ مگر کسانی که گرویده و کارهای شایسته کرده و همدیگر را به حقّ سفارش و به شکیبایی توصیه کرده‌اند.»
۲۵)  از جمله، بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان و نخبگان علمی کشور (۱۳۸۸/۶/۴)
۲۶) اشاره به بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی توسّط آمریکا در سال ۱۹۴۵ میلادی
۲۷) اشاره به قتل جمال خاشقچی، روزنامه‌نگار منتقد سعودی در سفارت عربستان در ترکیه

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد