×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  جمعه - ۴ مهر - ۱۳۹۹  
true
false

هم افزایی منفی در عدم اعتماد جوانانی که در ایستگاه قطار دولت منتظر سوار شدن و جایگزینی مدیران کنتور دومی هستند پیامد بی توجهی دولتمردان به نسلهای بعد از انقلاب است.

بکارگیری نیروهای جوان در وازرتخانه به صورت سمبل!/قطار مدیران کنتور دومی کِی به آخر خط می رسد؟بهزاد خسروی  ضمن تشریح و تبیین اهمیت گفتگوی بین نسلی و همچنین ارائه راهکارهایی برای انتقال مدیریت قطار انقلاب به جوانان اظهار کرد: در شرایط فعلی اگر دولت اقدامات لازم را انجام ندهد، با بزرگترین چالش اجتماعی و اقتصادی مواجه خواهد شد.

این کارشناس ارشد مسائل راهبردی در پاسخ به این سوال که اهمیت گفتمان و تعامل بین نسلی چیست و برای این گفتمان چه سازو کارها و مکانیزم هایی مورد نیاز است ،تصریح کرد: عبارت گفتگو بدون در نظر گرفتن مقوله نسل از قابلیت تحلیل برخوردار نیست.بنابراین زمانی گفتگو معنی پیدا می کند که ” نسل” به آن اضافه شود.

خسروی ادامه داد :گفتگوی نسلی یا بین نسلی امروزه در تمام فرآیند های سیاسی، راهبردی، اجتماعی و اقتصادی ضرورتی اجتناب ناپذیر است و تمام کشورهای پیشرفته و در حال پیشرفت به این موضوع اهمیت زیادی نشان داده اند. همانطور که در ارتباطات اجتماعی، گفتگو تنها ابزار رسیدن تفاهم و معنای مشترک از مفاهیم دو طرف ارتباط است. همین فرایند میان دولتمردان از یک طرف و افراد موثر در رشد اقتصادی کشور از طرف دیگر بسیار حائز اهمیت است.

کارشناس ارشد مسائل راهبردی با بیان اینکه درمورد واژه نسل و مقوله بین نسلی تعاریف بسیاری صورت گرفته است ،افزود:به زبان ساده می توان نسل را این چنین تعریف کرد؛نسل به افرادی اطلاق می شود که در دوره زمانی مشخص و معینی به دنیا آمده و با ابزارها، تکنولوژی ها، رویدادها، وقایع تاریخی و اجتماعی، تجربه های گروهی و مشترکی را می گذرانند. تقسیم بندی نسلی بر مبنای ابژه های نسلی است  و تقریبا جدای از دوره های سنی و رده های سنی مولفه های دیگری نیز برای تقسیم بندی دخیل می کند.

خسروی در پاسخ به این سوال که با توجه به شرایط کشور ایران با چه دسته بندی از نسلها می توان تحلیل درستی انجام داد ،گفت:در تمام کشورها می توان نسل های مختلفی را در حوزه های اجتماعی، خانواده، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و انواع دیگر دسته بندی کرد.اما در ایران با توجه به تفاوت رویداد ها می توان نسل هایی همچون نسل مشروطه، نسل انقلابی، نسل جنگ، نسل قبل و بعد از انقلاب و دهها مدل دیگر تقسیم بندی کرد. با این حال در شرایط فعلی با توجه به رویداد بزرگ و تاریخی انقلاب مردمی در سال ۱۳۵۷ می توان سه نسل را تفکیک کرد و سپس به اصل مطلب که بزرگترین چالش پیشروست پرداخت.

وی گفت: با این فرض که اگر انقلاب اسلامی مبنای تحلیل نسلی قرار گیرد، نسل نخست را می توان به دهه های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ اختصاص داد که تجارب مشترک و بسیار مهمی همچون کودتای ۲۸ مرداد، دولت ملی مصدق، قیام پانزده خرداد، اصلاحات ارضی، تسلط آمریکائیان و انگلیس ها بر ایران و دیگر موارد را سپری کرده اند.

کارشناس ارشد مسائل راهبردی و اقتصادی ادامه داد:نسل دوم را می توان به دهه ۵۰ اختصاص داد که دارنده تجربه انقلاب اسلامی، آغاز جنگ تحمیلی، استقرار نظام جمهوری اسلامی و دهها تجربه دیگر در ابعاد داخلی و خارجی هستند،نسل سوم نیز با رویکرد دو نسل گفته شده شامل افرادی می شود که فرایند جامعه پذیری آنان به بعد از انقلاب بر می گردد.

خسروی در پاسخ به این سوال که هر کدام از این نسلها در چه گروه سنی قرار می گیرند،گفت:گروه سنی ۶۰ سال و بیشتر که تجربه های دهه های ۳۰ و ۴۰  را دارند به نسل قبل از انقلاب معروفند،گروه سنی ۳۰ تا ۵۰ سال که تجربه های دهه پنجاه و به بعد از آن را دارند ،نسل انقلاب و جنگ نام گرفته اند.با این رویکرد گروه سنی ۱۵ تا ۲۹ سال را می توان  به نسل سوم اطلاق کرد.

وی افزود:البته با مدلهای دیگری می توان تقسیم بندیهای دیگری نیز انجام داد ولی این رویکرد می تواند جوابگوی چالش پیشروی دولت و کشور باشد. این سه نسل را می توان به عنوان نسل های کهنسال، میانسال و جوان تقسیم بندی کرد اما اگر بخواهیم رویکرد دیگری را برای تفکیک بهتر ارائه کنیم. بعبارتی هر کدام از نسلهای تعریف شده را به دو بخش تعریف کنیم،بعنوان مثال می توان نسل قبل از انقلاب یعنی همان کهنسالان را به دو دسته دوران کودتای ۲۸ مرداد و قیام پانزده خرداد سال ۴۲ تقسیم کرد. نسل انقلاب و جنگ را نیز می توان به دو دسته نسل انقلاب و نسل جنگ تقسیم بندی کنیم و در نهایت نسل سومی ها را نیز به دو دسته  نسل دارای خاطره موثر از جنگ و نسلی که هیچ خاطره ایی ملموس از جنگ ندارند تقسیم کرد.

کارشناس مسائل اقتصادی  در پاسخ این سوال که آیا می توان نسل سوم را یعنی همان نسل جوان را با رویکرد مدرنتری تعریف کرد گفت: نسل سوم را به تعبیر امروزی می توان نسل ایکس ایرانی نامگذاری کرد که متولدین سالهای ۱۳۵۷ تا سالهای ۱۳۶۹ هستند و در اواخر دهه ۷۰ به بلوغ رسیده اند.دوران کودکی این نسل با تغییر نظام سیاسی کشور یعنی شروع جنگ تحمیلی و انقلاب فرهنگی همراه بود و تقریبا در دوران نوجوانیشان طعم تلخ تحریمهای اقتصادی را چشیده اند.

خسروی  در پاسخ به این سوال که آیا می توان تقسیم بندی مجددی از نسلهای بعد از انقلاب داشته باشیم ،گفت: نسلهای بعد از انقلاب را نیز می توان در یک طبقه بندی مشخص تحلیل کرد. بعبارتی می توانیم سه نسل مجزا را برای بعد از انقلاب در نظر بگیریم که هر کدام دارای ویژگی های خاص خودشان هستند و اتفاقا چالش اصلی را باید در این چهار دهه بعد از انقلاب مورد بررسی و بعبارتی مهندسی مجدد قرار داد.

وی ادامه داد:از نظر هژمونی محققان حوزه جامعه شناسی نسلی، بعد از انقلاب سه نسل  قابل دسته بندی است که مدیریت کردن آنها و تصمیم گیری برای مشارکت بخشیدن این سه نسل قابل تامل است و همیشه از تاکیدات مقام معظم رهبری بوده است. نسل اول بعد از انقلاب یعنی متولدین سالهای ۱۳۵۸ اکنون سنی بین ۳۵ تا ۴۰ سال را دارند  و جزو نسلهای فعال، جوان ،کارآفرین و مبتکر جامعه هستند. دوران رشد و بلوغ این نسل با ابزارهایی همچون فناوری، کامپیوتر، اینترنت و ماهواره …. عجین شده است که بر اثر تحولات اجتماعی و نوع گرایشات نه تنها فاصله هایی با نسلهای گذشته دارند بلکه نوع نگرش و سبک زندگی متفاوتی را خواستارند.

کارشناس ارشد مسائل راهبردی افزود:نسل دوم بعد از انقلاب که آنها را می توان نسل هزاره یا (y ) ایرانی نامید متولدین سال  ۱۳۷۰ به بعد هستند که در اواخر دهه ۸۰ به دوره بلوغ رسیده اند و حتی از نسل اول نیز متفاوت ترند. سالهای کودکی  این نسل همراه با بازسازی کشور بوده  است و در دوران توسعه فزاینده کامپیوتر، تلویزیونهای ماهواره ای، موبایلهای هوشمند، وبلاگ و شبکه های اینترنتی همراه رشد کرده اند.

خسروی اضافه کرد:اما جمعیت نسل سوم بعد از انقلاب کاملا با تمام نسلهای دیگر متفاوت هستند. نسل سوم بعد از انقلاب کاملا در دنیای رسانه ایی شده و پیچیدگی های تکنولوژیکی رشد کرده اند. متولدین این نسل از دهه ۸۰ و در اواخر دهه ۹۰ به بلوغ رسیده اند. بعبارتی از نظر تعابیر جهانی جزو گروه نسل z ایرانی هستند. این نسل در اوج توسعه رسانه، وبلاگ، میکرو وبلاگ، شبکه های اجتماعی مجازی، ماهواره های پیشرفته و انواع تکنولوژیهای روز دنیا رشد و جامعه پذیری آنها متفاوت تر از بقیه است.

وی در پاسخ به این سوال که آیا دولت یازدهم و دوازدهم در پیوند روابط بین نسلی موفق بوده است یا خیر ،گفت:با اینکه در انتخابات ۱۳۹۲ دولت با شعارهای تدبیر و امید بر سر کار آمد اما متاسفانه باید گفت در پیوند میان نسلها نه تنها برنامه ای نداشته است بلکه محافظه کارترین دولت تاریخ ایران را چه قبل و چه بعد از انقلاب از نظر سنی روی کار آورده است. سن دولتمردان در سطوح وزرا، معاونان، استانداران، فرمانداران و مدیران کل در دهه اول انقلاب اسلامی حدودا از میانگین ۴۰ سال برخوردار بود در دولت یازدهم و دوازدهم به بالای ۶۰ سال رسیده است. این در حالی است که به راحتی می توان نتیجه گیری کرد که تعامل بین نسلی در دولت یازدهم و دوازدهم بین دولتمردان و جوانان فعال در کشور در پایین ترین سطح خود قرار دارد.

کارشناس ارشد مسائل راهبردی و اقتصادی افزود:این در حالیست که بدون وجود همگرایی و همدلی میان دولتمردان و فعالان اقتصادی و کارآفرین امکان فهم مشترک و در نهایت دستیابی به توسعه با ابعاد متفاوت امکان پذیر نیست.

خسروی گفت: متاسفانه در حال حاضر در تمام سطوح از وزرا، معاونان وزرا، استانداران، مدیر کل و فرمانداران رویکرد مناسبی وجود ندارد و اکثرا کنتور سی سال اول خدمتشان تمام شده و کنتور سی سال دوم خود را طی می کنند بعبارتی مدیران کنتور دومی در دولت دوازدهم یکی از چالشهای اصلی است که فی نفسه تعامل بین نسلی را نه تنها ایجاد نمی کند بلکه از هم افزایی منفی بسیار بالایی برخوردار است.

وی تصریح کرد:جوانان خلاق، مبتکر و کارآفرین عمدتا با مدیران کهنسالی که فاقد دانش روز وفهم روابط بین نسلی هستند سرعت رشداقتصادی و صنعتی را کند کرده و بعضا ضد انگیزشی عمل می کنند. الگو برداری از وضع موجود کشور اتریش که صدر اعظم آن ۳۰ سال با کابینه ایی بسیار جوان، کشور فرانسه با رئیس جمهور ۴۲ ساله و کابینه ایی نیمه جوان و خیلی دیگر از کشور ها نشانگر عزم جدی کشورهای پیشرفته به اهمیت دادن به این تعامل بین نسلی است. آنچه مایه تاسف است این است که برخلاف شعارهای دولت دوازدهم، جامعه و نظام سیاسی فعلی به نسلهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی خود به عنوان یک سرمایه و پشتوانه ملی نگاه نکرده است.

خسروی افزود: دستوراتی دال بر بکارگیری چندین جوان بصورت سمبلی و نمادین توسط ریاست جمهوری در وزارتخانه ها در حال اجراست اما واقعیت نظام جانشین پروری و انتقال مدیریت قطار انقلاب به جوانان سازو کارها و مکانیزمهای علمی و عملیاتی خود را می طلبد که هیچ گونه چشم انداز و رسالتی در ساختار اداری کشور در این زمینه دیده نمی شود به صراحت هشدار می دهم دولت دوازدهم باید در راه آشتی بین نسلی، با نسل های نو و جوان گامهای عملی بردارد.

وی بیان کرد:داشتن برنامه هایی در قالب سازمانهای یادگیرنده و انتقال تجربیات به نسل های جوان یکی دیگر از راهکارهاست. وضع موجود نتیجه ایی جز حذف و نادیده گرفتن یک نسل یا همه نسلها و در نهایت گام نهادن در راه واگرایی ملی و کاهش اعتماد ملی اجتماعی نیست. هم افزایی منفی در عدم اعتماد جوانانی که در ایستگاه قطار انقلاب منتظر سوار شدن و جایگزینی مدیران کنتور دومی هستند پیامد بی توجهی دولتمردان به نسلهای بعد از انقلاب است.

کارشناس ارشد مسائل راهبردی گفت:پیشنهاد دیگر این است که مکانیزمها و سازوکارهایی در دستور کار دولت قرار گیرد تا مراکزی برای گفتگوی بین نسلی تشکیل و فرایند واگذاری مدیریت قطار انقلاب به جوانان عملیاتی شود. تعداد جمعیت ۸۰ میلیونی کشور در حالی که حدودا ۵۰  میلیون نفر آن بعد از انقلاب متولد شده اند موضوعی پراهمیت است و این در حالی است که تمام جمعیت فعال، مبتکر، خلاق، کارآفرین، تحصیلکرده و متخصص در میان متولدین بعد از انقلاب اسلامی هستند.

خسروی در پاسخ به این پرسش که آیا شکاف نسلی و ذائقه های آنها مورد توجه قرار گرفته یا خیر و همچنین به نظر شما متولدین دهه ۷۰ به بعد در عرصه انتخابات و سیاست چه مشارکتی داشته و خواستار چه موضوعاتی هستند ،تصریح کرد:مساله نسل در جهان حدودا بعد از دهه ۱۹۴۰ مورد توجه جامعه شناسان و مدیران قرار گرفت. بعبارتی تمام جوامع جهان بخصوص کشورهای مدرن موضوع تغییر نسل را تجربه کرده اند. صدها هزار پژوهش در این زمینه در دانشگاه های جهان موجود است. تغییرات نسلی آنچنان سریع است که حتی در میان خود نسلها هم قابل تامل است.

وی اذعان کرد:متاسفانه باید گفت دولتها در ایران خیلی به ذائقه های نسلهای متفاوت توجهی نکرده اند.ما اگر بخواهیم میدان دار کمپین های انتخاباتی را در دوره قبل ببینیم مشاهده می شود که متولدین دهه هفتاد میدان دار انتخابات بوده اند. بیشترین نقش آفرینی در انتخابات اخیر متعلق به متولدین ۱۳۷۰ به بعد است بطوریکه  حتی سرنوشت انتخابات را نیز تغییر داده اند. دهه هفتادی ها امروزه در شبکه ایی از ارتباطات جهانی زندگی می کنند و تقریبا ساختار احساسی متفاوتی از نسلهای پیش خود دارند تا چه رسد به ساختار فکری دولتمردان موجود که جزو کهنسالان تلقی می شوند. ارزشهای دهه های ۷۰ به بعد بر نوعی تخیل اجتماعی و فرهنگی استوار است که خواسته اش فقط شغل یا پول نیست. برای این نسل حتی فرهنگ بیش از اقتصاد و سیاست مهم است.

کارشناس ارشد مسائل راهبردی و اقتصادی گفت:این نسل می خواهد تجربه زندگی بهتری از پدران و نسلهای گذشته خود داشته باشد. زندگی بهتری که خودش تعریفی از آن دارد که برای دولتمردان امروزی قابل درک نیست. داشتن ارتباط با همسالان خود در اقصی نقاط دنیا، زندگی در مطابقت با شهروندان جهان اول،اقتصاد مبتنی بر تکنولوژی و فن ،وری و دانش بنیان؛ در صورتی که بودجه های اشتغالزایی در لایحه بودجه کشور ما در سال ۹۷ کمترین مطابقت با خواسته های این نسل که عمده ترین فعالان عرصه های مختلف هستند، دارد.

خسروی تصریح کرد:در نهایت باید گفت نسل قدیم از سیاست آغاز می کند تا زندگی را تغییر دهد و این نسل از زندگی آغاز می کند تا به سیاست بر این مبنا شکل دهد. در جهان بینی و تخیلات این نسل هر نوع کنشگری سیاسی و اجتماعی تحت تکنولوژی، فن آوری و با این قید و شرط رخ می دهد که بتواند تجربه زندگی بهتری را برای او رقم بزند.

وی گفت:بار دیگر در نهایت این چالش بزرگ را به دولت هشدار می دهم که صندلی های قطار انقلاب را در هر ایستگاهی به جوانان تحویل دهد و مدیران کنتور دومی را پیاده سازد چرا که بی مهری به آنها بزرگترین معضل و چالش اجتماعی است که دولت می خواهد با شعار آنها را پوشش دهد و انتخاب چند مشاور جوان توسط وزرا و استانداران نه پیشگیرانه  ونه درمان کننده است.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true